به گزارش خبرگزاری شبستان، اسطوره های اخلاق و جوانمردی همواره در ذهن مردم باقی می مانند. شاید دوران قهرمانی شان به پایان برسد و شاید رخت از این جهان بسته باشند اما همیشه از آنها به نیکی یاد می شود و مرامشان سرلوحه کار همه دوستداران ورزش است. بزرگانی چون پوریای ولی، جهان پهلوان غلامرضا تختی، مرحوم پرویز دهداری و فوتبالیست مردم داری چون سیروس قایقران. بازیکنی بزرگ و ارزشمند که چه در دوران حیات و چه پس از زندگی کوتاهش، اخلاق خوب او زبانزد خاص و عام بود و به همین خاطر است که پس از گذشت سالها از پرواز او نامش در ورزشگاه های ایران شنیده می شود.در این سالها ستارههای زیادی در فوتبال ایران مطرح شده اند؛ ستارههایی که نه به خاطر منش و خلق و خوی پهلوانی و مردمداری که بیشتر به خاطر حضورشان در تیم های بزرگ محبوب برخی شدهاند.متاسفانه در این سالها یافتن مرد اخلاق واقعی و ستاره ای که مردم او را به خاطر مرامش دوست داشته باشند، سخت شده است!
مردم این دیار رفتار پهلوان منشانه را دوست دارند و برای همین است که وقتی علی کریمی پیراهن خود را به پسربچه قمی که با عشق به ورزشگاه آمده بود هدیه کرد، حرکت او مانند گذشته ها در دلها نشست. مرحوم سیروس قایقران هم چنین خصوصیاتی داشت. او مردم را دوست داشت و مردم هم به او از ته عشق می ورزیدند و اگر نامش را در ورزشگاهها فریاد میزدند به خاطر لیدرها یا افرادی خاص نبود! قایقران اخلاق و جوانمردی فوتبال ایران، اولین بازیکن شهرستانی بود که توانست بازوبند کاپیتانی تیم ملی ایران را بر بازوی خود ببندد. مرحوم پرویز دهداری همان مربی که او را بعد از مرگش! اسطوره اخلاق نامیدیم او را در سال 1366 به عنوان کاپیتان تیم ملی انتخاب کرد.قایقران در اول بهمن ماه 1340 در بندرانزلی به دنیا آمد و در 100مسابقه ملی که 43بازی آن رسمی بود حضور داشت.قایقران در 21بازی کاپیتان تیم ملی بود و 14گل نیز برای تیم ملی به ثمر رساند.
قایقران در سال 1369 تیم ملی ایران را با گلهای زیبایش پس از 16 سال به قهرمانی در بازیهای آسیایی پکن رساند.اما آنچه سیروس را محبوب فوتبالدوستان کرد افتخارات ورزشیاش نبود، بلکه اخلاق و مردمداریاش بود که قایقران را جاودانه کرد. او یک ورزشکار کامل بود.فوتبالیستی که بدون حضور در پرسپولیس و استقلال محبوب فوتبالدوستان ایرانی شد و این خود نشانگر منحصر به فرد بودن قایقران است.بهمن صالحنیا که زمانی مربی قایقران در ملوان بود و اکنون مدیرعامل این باشگاه است، شاگرد سابق خود را اینگونه توصیف می کند: "من همیشه قایقران را مثل فرزندم دوست داشتم. او با آن چهره خندان و سیه چهرده خود به ما پیوست. بچه بسیار محجوب و خجالتی بود. او افتخار زیادی برای ما آفرید اما متاسفانه هرگز از تمام توان خود استفاده نکرد. به او گفتم تهران نرو. آنجا آدم ها همدیگر را نمی شناسند و رقابت ناجوانمردانه زیاد است. پیشنهاد کردم به لیگ ترکیه برود.
من نمی بخشم آنهایی را که با راه انداختن تیمهای کذایی و بی هویتی چون کشاورز و بانک تجارت و... راه تاسیس کردند و تیمهای ریشهدار را به دردسر و سختی انداختند."پسر سر به زیر فوتبال ایران و آسیا اکنون سالهاست که در کلویر انزلی در کنار پسرش راستین در خاک خوابیده است.18 فروردین 77 او در جاده تهران رشت در یک تصادف رانندگی دار فانی را وداع گفت اما فوتبال انزلی برای اینکه به داشتن چنین اسطورهای افتخار کند، هر ساله تندیس قایقران را به بهترین بازیکن انزلی اهدا میکند.
یاد سیروس گرامی باد. او قایقرانی بود که محبوب فوتبال ایران شد. قایقرانی که با رفتنش از قدرت بالهای قدرتمند قوی سپید کاسته شد و فراغش دل میلیون ها ایرانی را به درد آورد. او از میان ما رفت،اما پس از گذشت 14 سال از رفتنش همچنان یاد و خاطره میان ایرانیها به ویژه هواداران ملوان زنده است. او به عشق قوهای سپید فوتبال را شروع و با همین عشق پروازش را ابدی کرد تا مرد شماره 9 و تاریخ ساز فوتبال کشورمان در تاریخ جاودانه شود و ثابت شود که پهلوانان نمی میرند.
پایان پیام/
نظر شما