خبرگزاری شبستان-کرمان؛ طاهره بادامچی
سال ۱۳۷۰ وقتی محمدعلیرضا رضایی زنگیآبادی پیش از سفر زیارتی مشهد مقدس؛ به آستانبوسی حرم مطهر خواهر امام رضاعلیهالسلام و برای عرض ارادت به حضرت حجت عجل الله تعالی به جمکران مشرف میشود، از حُسن اتفاق غذای تبرکی در مسجد توزیع میشود.
مقداری گوشت در میان تکهای «نان لواش» که در دستان او قرار میگیرد؛ یکه میخورد! به زبان خودش، آنطور که بعدها گفته بود، این نان در شأن مکان منتسب به امام زمان نبوده و همان جا نذر میکند که حاجتش برآورده شود و نان کرمانی به جمکران بیاورد؛ همان نانی که پیش از آن برای جلسات روضه خانگی میپختند.
نانی که از پس یک نذر پنهان نمایان شد
کربلایی محمدعلیرضا اما هیچوقت درباره آن نذر با هیچکس صحبت نکرد؛ به قول پسرش علیآقا یک چیزی بود بین خودش و اربابش امام زمان عجل الله تعالی؛ اما هرچه بود حالا ۳۳ سال از عمر اَدای این نذر میگذرد.
صحبت از بردن نان کرمان که به جمکران میشود، اعضای خانواده به او میگویند نان!؟ کی تا حالا نذریِ نان از شهری به شهر دیگری برده؟ اما او به نوع نذر نگاه نمیکند، حاجتروایی خود را چراغ سبزی از جانب مولایش میداند که وی را فراخوانده و این باعث میشود در ادای نذر نان سر از پا نشناسد؛ میخواهد نان ببرد، به هر قیمتی که شده.
کسی نمیداند مرحوم محمدعلیرضا رضایی زنگی آبادی «یَا أَیُّهَا الْعَزِیزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْنَا بِبِضَاعَةٍ مُزْجَاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْکَیْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَیْنَا إِنَّ اللَّهَ یَجْزِی الْمُتَصَدِّقِینَ ...» را به چه ادبیاتی به محضر حضرت حجت ارواحنا له الفداء گفته است که ۳۳ سال پس از او این راه ادامه پیدا کرده و امروز پسر ۷۰ ساله اش، علی رضایی زنگی آبادی هم همان مسیر را با انگیزه و جدیت و با نذری که بر نذر قبلی افزوده و حاجت دیگری که برآورده شده، ادامه میدهد.
حکایت پخت نان کرمانی در مسجد مقدس جمکران توسط گروهی که حالا دیگر در قالب موکب مجوزدار «۱۴ معصوم علیه السلام شهر سردار دلها» فعالیت میکند، شنیدنی است.
علی رضایی زنگیآبادی به خبرنگار خبرگزاری شبستان میگوید: «از وقتی پدرم نیت کرد نیمه شعبان هر سال نان کرمانی در مسجد مقدس جمکران توزیع شود؛ ۸ سال پخت و بستهبندی نان در کرمان انجام و به جمکران ارسال شد.
چند روز قبل از نیمه شعبان کسیههای آرد در میان زنان زنگیآباد توزیع و روز بعد پخت و روز دوم تحویل خانه ما میشد و پس از بارگیری و ارسال به قم، صبح نیمه شعبان نان به جمکران می رسید.
نانی که سال اول با ۳ هزار و ۵۰۰ قرص شروع شد پس از ۸ سال به ۲۱ هزار قرص نان رسید؛ اما پخت در کرمان و توزیع در جمکران مشکلاتی داشت تا اینکه در سال ۱۳۷۸ پخت نان کرمانی برای نیمه شعبان در جوار مسجد مقدس جمکران آغاز شد.»
کرمانیها هر سال با اشتیاق به جمکران میرفتند و به عشق صاحبالزمان نان میپختند تا اینکه کرونا آمد و یکباره پس از ۲۸ سال مثل آب سردی که همه شعله و حرارت تنور را بیاثر کرده باشد، گروه نانوا را حسابی ناامید کرد! چاره ای هم جز پذیرفتن شرایط نداشتند.
وقتی تاب ماندن نیست و باید رفت
سال دوم کرونا اما علیآقا نتوانست ماندن را تاب بیاورد، عزم رفتن کرد؛ مادر گفت اگر بروی و بخواهی نان بپزی، همه مردم را مریض میکنی و متهم خواهی شد؛ اما او پاسخ میدهد: حال و حوصله نشستن ندارم، باید بروم.
وی ادامه میدهد: از مسئولین کسی نمیگفت نیایید، می گفتند بهتر است که نیایید؛ حالم خیلی بهم ریخته بود، همان جا در مسجد مقدس جمکران خطاب به حضرت عرض کردم خودتان شرایط را میبینید؛ تنها کاری که از من برمیآمد اینکه به میدان بیایم و اعلام آمادگی کنم، آقاجان! اگر کار ما درست شد و اجازه دادند نان بپزیم من قول میدهم به جزء نیمه شعبان، به نیت سن مبارک مادرتان حضرت زهرا سلام الله علیها در ۱۸ میلاد(۱۴ معصوم، حضرت زینب سلام الله علیها، حضرت ابالفضل علیه السلام، حضرت زینب و حضرت معصومه سلام الله علیهما) هم در جمکران نان کرمانی بپزیم.
درب شماره یک، شبستان امام حسن عسکری! مناسب کارتان هست
وقت نماز شد، حال ایستاده نماز خواندن نداشتم، اما به هر سختی بود نماز خواندم؛ هنگام خروج از مسجد مقدس جمکران یکی از آقایان مسئول گفت چرا دیر کردی؟ امسال نیمه شعبان میتوانید بیایید؟ گفتم دیر؟ همه برایم آیه یأس خوانده اند، گفت شبستان امام حسن عسکری علیه السلام مناسب کارتان هست؟
حالا پنج سال است که نانوایان کرمانی در این صحن مستقر می شوند و با عشق نان می پزند. همین اواخر در میلاد حضرت زینب سلام الله علیها برای بیمارستان های قم نان طبخ کردند؛ نانهای یکدست برای همه کارمندان بیمارستان ازکارمند تا سرایدار و البته برای بیماران هم.
نان کرمانیِ جمکرانی شده حالا دیگر مختص قم نیست؛ در میلاد امام جواد در امامزدگان بلافصل از نسل ایشان(چهل اختران قم)، در میلاد امام علی علیه السلام در آستان امامزاده هلال بن علی علیهماالسلام آران و بیدگل، در تولد حضرت ابالفضل درشاه سیدعلی قم و... توزیع میشود.
برکت این نان تا کربلا و نجف و مشهد هم رفته است؛ در اولین سال بعد از سقوط صدام گروه نانوا با کمک حاج قاسم از عرفه تا سه روز بعد از عاشورا در کربلا نان پختند.
این موکب از نیمه شعبان دو سال قبل تا نیمه شعبانی که گذشت؛ معادل پنج ماه و نیم در مسجد مقدس جمکران حضور داشته و با ۳ هزار و ۷۵۰ کیسه آرد را تبدیل نان پخته و توزیع کرده است؛ ماههای صفر و رمضان، ۲۰ روز از شعبان، ۱۰ روز رجب، ۱۴ همه میلادها و شهادتها و ۱۴ روز ایام فاطمیه اول و دوم.
امسال نیز علاوه بر فاطمیه اول، به مناسبت فاطمیه دوم از ۱۰ تا ۱۵ آذر این اقدام با برکت با حداقل روزانه دو هزار و ۵۰۰ قرص نان انجام میشود؛ بانوان عاشق و باصفایی که از ۳ صبح تا ۱۲ ظهر مخلصانه پای کار ایستادند.
محمدحسین قاسمی، مدیر اجرایی موکب هم به خبرنگار خبرگزاری شبستان می گوید: همه هزینهها توسط خادمین نانوا و خیرین است؛ ۱۵ نفر از اعضای موکب مقیم قم هستند از جمله خود بنده؛ از ۸۰۰ نفر نیرو ۶۰۰ نفر کارت خادمی نمونه مسجد مقدس جمکران را دریافت کردند و فاطمیه امسال از ۱۰ تا ۱۵ آذر پخت نان داریم.
وی ضمن قدردانی از همکاری خوب همه نهادهای قم از جمله استانداری و فرمانداری و... می گوید: به جز زائرین مسجد مقدس جمکران، نان را به گروه های مختلف از نیروی انتظامی گرفته تا بیمارستانهای قم و زائرین بازگشته از کربلا و راهیان نور و حتی در میان دانشآموزان توزیع میکنیم.
وی با اشاره به بازخورد خیلی خوب کسانی که نان کرمانی دریافت میکنند؛ می افزاید این بازخورد به ویژه بخاطر شهرسرداردل ها متفاوتتر است و مردم نان را با عشق میگیرند و یاد حاجقاسم میکنند.
نصیجت پدر؛ همیشه چایریز باش
حسن ختام این گفتگوها، نقل نصایح پدرانه حاج محمد، بانی این اقدام پرثمر از زبان فرزندش علی آقا است که میگوید: یک بار به پدرم گفتم حداقل اسامی خیرین را به ما بده تا وقتی آنان را میبینیم حواسمان باشد که بانی کار هستند؛ گفت خیّر ممکن است امسال برای کمک پول داشته باشد و سال آینده نداشته باشد وقتی شما بشناسی، او مجبور می شود وقتی ندارد هم در رودبایستی قرار بگیرد، من پولی که از روی رودربایستی برای آقا امام زمان باشد، نمیخواهم.
دومین نصحیت و مهمترین نصیحت پدرم این بود که هر چه هست عنایت ارباب و همت دوستان است اگر در این مسیر یک وقت حس کردی کسی شدی بدان که اول نفهمیِ تو است.
وی در پایان به نکته قابل تأملی از نصایح پدر اشاره میکند: در دستگاه اباعبدالله سعی کن همیشه چایریز باشی، چون یک آبدراچی سعی می کند اول نظر رئیس را جلب کند و تا همیشه چای ریز هست اما کارمند که باشی پله به پله به فکر ترقی هستی و ممکن است جایی برسی که حتی زیرآب رئیس را بزنی و ادعاهایی مطرح کنی!
نظر شما