به گزارش خبرگزاری شبستان به نقل از جامعه و فرهنگ ملل، نوروز یکی از کهنترین جشنهایی است که توسط مردمان آسیای مرکزی، از جمله قزاقها، گرامی داشته میشود. این جشن که با اعتدال بهاری همزمان است، نماد تجدید طبیعت، آمدن گرما و آغاز چرخهی جدید زندگی است. در فرهنگ قزاقی، نوروز جایگاه ویژهای دارد و بازتاب آن را میتوان در ادبیات، شعر و هنر مشاهده کرد. این جشن در روایات مردمی ستایش شده، در آثار کلاسیک و معاصر به تصویر کشیده شده و الهامبخش هنرمندان و استادان هنرهای تزئینی و کاربردی بوده است.
نوروز در فولکلور و ادبیات شفاهی
فولکلور قزاقی سرشار از آثاری است که به نوروز اشاره دارند. روایات مردمی، امثال و حکم، و همچنین سرودهای آیینی که با این جشن مرتبط هستند، از نسلی به نسل دیگر منتقل شدهاند. در فولکلور قزاقی، نوروز با باروری، فراوانی و آرزوهای نیک پیوند خورده است. برای مثال، در سخنان تبریک سنتی که «نوروز-ژیر» نامیده میشود، دعای خیر برای مردم، طبیعت و دامها به گوش میرسد:
"نوروز که بیاید، برکت آمده است".
"آغاز سال – نوروز".
سرودهای آیینی که در زمان جشن اجرا میشوند، حاوی مضامین امید، تجدید و همبستگی هستند. در این اشعار، قهرمانان روایات مردمی اغلب با شادی و احترام از بهار استقبال میکنند.
بازتاب نوروز در شعر قزاقی
اشعار قزاقی سرشار از آثاری است که به نوروز اختصاص داده شدهاند. شاعران گذشته و معاصر این جشن را ستوده و بر اهمیت معنوی و فرهنگی آن تأکید کردهاند. یکی از نمونههای اولیه در این زمینه، آثار آبای قونانبایف است که در اشعار خود به بیداری طبیعت و تغییراتی که با آمدن بهار رخ میدهند، پرداخته است. اشعار او آکنده از تصاویر تازگی و نفس جدید زندگی هستند:
" با آمدن بهار، ردپای زمستان از بین میرود".
شاعران معاصر قزاقی نیز سنت ستایش نوروز را ادامه داده و از نمادهای خورشید، نور، آب و طبیعت استفاده میکنند. اشعار آنان مملو از تأملات فلسفی درباره چرخهی زندگی و جاودانگی طبیعت است.
نوروز در ادبیات داستانی قزاقی
تصویر جشن نوروز در آثار کلاسیک ادبیات قزاقی بازتاب یافته است. برای مثال، در رمانها و داستانهای مختار عوضاف میتوان توصیفهایی از آیینهای جشن، گردهماییهای مردمی و سنتهای مرتبط با نوروز را مشاهده کرد. در آثار او، این جشن نه تنها نماد تجدید طبیعت، بلکه نشانهی پاکسازی روحی و تقویت پیوندهای میان مردم است.
نویسندگان معاصر قزاقی نیز به این موضوع توجه ویژهای دارند. در آثار آنها، نوروز به عنوان بستری برای گسترش خطوط داستانی عمل کرده و ارزشهای سنتی مردم قزاق را برجسته میکند. این جشن بر اهمیت خانواده، مهماننوازی و همسایگی نیک تأکید مینماید. در داستانها و رمانها میتوان صحنههایی از تهیهی نوروز-کوژه (غذای سنتی نوروز)، مسابقات جشنوارهای مانند آیتیس (شعرخوانی رقابتی) و کوکپار (مسابقهی سوارکاری) و نمایشهای آیینی را مشاهده کرد.
نوروز در هنرهای تجسمی قزاقی
هنرمندان قزاق از این جشن الهام گرفته و آثاری را خلق کردهاند که زیبایی و شکوه نوروز را به تصویر میکشند. در میان آثار برجسته، میتوان به تابلوهای ابیلهان کاستیاف اشاره کرد که صحنههای جشنهای مردمی را به نمایش میگذارد. نقاشیهای او رنگهای زندهی بهار، شادی مردم، بازی کودکان با آسیک (نوعی بازی سنتی)، اسبسواری، آوازخوانی و حرکات نمایشی در بزرگداشت نوروز را به تصویر کشیدهاند.
هنرمندان معاصر نیز با استفاده از سبکها و تکنیکهای گوناگون به این موضوع پرداختهاند. در آثار آنها میتوان تصاویری از یورتهای تزئینشده( نوعی چادر قزاقی) با نقشونگارهای ملی و همچنین نمادهایی مانند خورشید، طبیعت بیدارشده و پیوند گذشته و آینده را مشاهده کرد.
نوروز بر هنرهای تزئینی و کاربردی قزاقی نیز تأثیر گذاشته است. نقوش سنتی که در قالیها، گلدوزیها و جواهرات قزاقی دیده میشوند، اغلب شامل نمادهایی مرتبط با این جشن هستند. طرحهای گل، تصاویر خورشید و آب همگی بازتابی از ایدههای نوزایی، تجدید و هماهنگی با طبیعت هستند که از ویژگیهای اصلی نوروز محسوب میشوند. استادان صنایع دستی ظروف ویژهای را برای اجرای آیینهای نوروزی میسازند که یکی از مهمترین آنها ظروف مخصوص نوروز-کوژه است. تزئینات این ظروف اغلب شامل نشانههای کهن مرتبط با باروری و رفاه هستند.
نکته:
نوروز تنها یک جشن نیست، بلکه پدیدهای فرهنگی است که در ادبیات، شعر و هنر مردم قزاق بازتاب یافته است. این جشن مردم را گرد هم میآورد، سنتهای نیاکان را حفظ کرده و آنها را به نسلهای جدید پیوند میدهد. در ادبیات شفاهی، آثار هنری و نقاشیها، نوروز نماد احیا، امید و جستوجوی هماهنگی است. امروزه، این جشن همچنان الهامبخش نویسندگان، شاعران و هنرمندان است و جایگاه استوار و پویای خود را در فضای فرهنگی قزاقستان حفظ کرده است.
نظر شما