به گزارش گروه مهدویت خبرگزاری شبستان، حجت الاسلام والمسلمین خدامراد سلیمیان، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در کتاب «نقش مردم در انقلاب جهانی حضرت مهدی علیه السلام» مینویسد:
مردم، در انديشه سياسی اسلام، سومين پايه بنيادين حكومتند. برخلاف حكومت های خودکامه، مردم در حكومت اسلامی از تکيهگاه های اصلی اقتدار سياسی، به شمار میآيند، سهمی چشمگير در اين ميدان بر دوش دارند و در کارهای برجسته سياسی نظر می دهند. نقش و سهم مردم را می توان در سويههای گوناگون حكومت نماياند كه مهمترين آن ها عبارتند از: پذيرش و فرمان برداری (مقبوليت) و پشتيبانی و حمايت (مشارکت).
پيش از بررسی اين نقش ها به چيستی حکومت حضرت مهدی عليه السلام اشاره می شود:
حكومت نويدداده شده حضرت مهدي عليه السلام، خاور و باختر گيتی را فرا ميگيرد و سرزمينی نميماند، مگر اينكه گلبانگ يگانه پرستی و گواهی به پيامبر اسلام صلی الله عليه و آله، از آن برمي خيزد و سراسر زمين از عدل و قسط آكنده مي شود. در آن دوران سراسر نور، به دست آن آخرين اميد، آرمان بلند برپايي جامعه بزرگ انسانی و خانواده جهانی پديدار ميشود و اميد ديرينه همه پيامبران، پيشوايان، شايستگان و انسان دوستان برآورده مي شود. امام رضا عليه السلام به نقل از پدرانش از پيامبر اكرم صلی الله عليه و آله و سلم در اين باره فرمودند: «خداوند در شب معراج در بخشي از گفتاری طولاني تصريح فرموده که زمين را به دست واپسين آنان[ائمه معصومين عليهم السلام] از دشمنانش پاك خواهد ساخت و همه گستره زمين را در فرمانروايي او قرار خواهد داد...
و در دوران رهبری او، با پديدآمدن مديريت و حاكميت يگانه براي همه جهانيان، يكي از سبب های بنيادين رودررويي و جنگ و ستم از بين ميرود. پيامبر اكرم صلی الله عليه و آله و سلم در سخنی نورانی، پيشوايان پس از خود را دوازده نفر شناسانده؛ که نخستين آنان امیرالمومنین علي عليه السلام و واپسين آنان قائم(عج) است؛ هم او كه خداوند بر دستانش خاوران و باختران زمين را به زير يک حاکميت خواهد آورد.
اين اميد به آمدن مصلح جهاني، ريشه در افكار و باورهای همه اقوام و ملتها دارد و كم و بيش به گونه های گوناگون همه جا پديدار است؛ اما در باورهای شيعي بهگونه ای روشن و شفاف گزارش شده است. در اين باور، امام منتظَر و نجات بخش آخرين، زنده است و روزي به فرمان خداوند آشکار شده و گيتی را پر از عدل و داد خواهد كرد.
يادآوری اين نکته بايسته است که با پديدآمدن حکومت حضرت امام مهدي موعود عجل الله فرجه، از يک سو مدينه فاضله مورد نظر شيعه در چارچوب نظام امامت آشکار خواهد شد و از ديگر سوي، از نگاه فلسفه تاريخ شيعي پايان تاريخ سامان خواهد يافت.
بنابراين، در برابر پندار اهل سنّت که امامت را فقط فرعي فقهي ميدانند و آن را در مباحث فقهي بررسی میکنند، امامت نزد شيعه بحثی اعتقادی و کلامی است و گستره و ابعاد گوناگونی دارد. در اين مذهب، ولايت امام دارای دو بُعد تکويني و تشريعي است و در حکومت منحصر نميشود.
شهيد مرتضی مطهري در اين باره مينويسد: ما هرگز نبايد چنين اشتباهي را مرتکب شويم که تا مسئله امامت در شيعه مطرح شد، بگوييم يعني مسئله حکومت، که در نتيجه مسئله به شکل خيلي ساده اي باشد و اين فروعي که برايش پيدا شده، پيدا شود... اين تابع آن است که ما اين مسئله را فقط در سطح حکومت و کوچک گرفتيم و اين اشتباه بزرگي است که احياناً قدما [بعضي از متکلمين] هم گاهي چنين اشتباهي را مرتکب مي شدند... در حالي که مسئله حکومت از فروع و يکي از شاخه هاي کوچک مسئله امامت است و اين دو را نبايد با يک ديگر خلط کرد.
بر اين پايه، سخن از حکومت حضرت امام مهدي عليه السلام فقط سخن از بعدي از ابعاد امامت آن حضرت(عج) است.
نظر شما