خبرگزاری شبستان، گروه بینالملل: از زمان از سرگیری جنگ دوباره رژیم صهیونیستی علیه نوار غزه تعدادی از فرماندهان و رهبران جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) همچون «اسماعیل برهوم»، «صلاح البردویل»، «یاسر حرب»، «محمد الجماصی»، «عصام الدعلیس» ترور و به شهادت رسیدند.
شهادت تعداد زیادی از رهبران خط اول اجرایی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین(حماس)، پرسشهای زیادی را درباره انگیزههای رژیم اشغالگر پشت این سیاست ترور ایجاد کرده است که از زمان از سرگیری عملیات نظامیاش به شدت بر آن تکیه کرده است.
مهمترین پرسش این است که چگونه اشغالگران با وجود ناتوانی در نظارت بر آنها در طول ۴۷۰ روز جنگ که ارتش اشغالگر از هر طرف نوار غزه را محاصره کرده بود، به این رهبران و فرماندهان رسیدند؟
از فرماندهان نظامی تا غیرنظامیان
ارتش اشغالگر از روز اول جنگ، رهبران نظامی مقاومت و برخی از ارشدترین نخبگان سیاسی را هدف اصلی خود قرار داد، به طوری که تمام توان اطلاعاتی و دادهای را با کمک اطلاعاتی آمریکا و اروپا بسیج کرد تا به آنها برسد. در واقع به لطف راهبردهای ردیابی در برخی مواقع و خیانت و توطئه در زمانهای دیگر توانست بسیاری از آنها را ترور کند.
آغاز ماجرای ترور رهبران و فرماندهان حماس با «صالح العاروری» معاون رئیس حماس در لبنان رقم خورد که در ماه ژانویه ۲۰۲۴ در یک حمله پهپادی در حومه جنوبی بیروت به شهادت رسید، سپس «اسماعیل هنیه» رئیس دفتر سیاسی حماس، که در محل اقامتش درتهران در ژوئیه با یک وسیله انفجاری شهید شد.
در همین ماه، اسرائیل ترور «محمد ضیف «فرمانده گردانهای قسام را در پی حمله هوایی که جنگندههای صهیونیستی، نیروهای مقاومت در خان یونس را هدف قرار داد، اعلام کرد تا ماشین آدم کشی اسرائیل به «یحیی السنوار» رئیس دفتر سیاسی حماس رسید که در درگیری با نظامیان صهیونیستی در منطقه تل السلطان در رفح در اکتبر گذشته به شهادت رسید.
بنابراین، ماشین ترور اسرائیل در حلقه فرماندهان نظامی میدانی و برخی از شخصیتهای نخبه سیاسی محصور ماند تا اینکه توافق آتشبس منعقد شد که در ۱۹ ژانویه ۲۰۲۵ لازمالاجرا شد.
در حالی جنگ دوباره شعله ور شد که اشغالگران از تعهدات خود در مراحل باقیمانده از توافق طفره رفتند و خود را تنها به مرحله اول محدود کردند.
اسرائیل دایره اهداف خود را گسترش داد و علاوه بر رهبران نظامی، رهبران اقدامات مدنی و بشردوستانه و مقامات اداری و سازمانی در دولت غزه را نیز هدف قرار گرفتند.
علاوه بر هدف قرار دادن چهار نفر از اعضای دفتر اجرایی جنبش، تعدادی از مقامات دولتی و امنیتی، از جمله «عصام الدعلیس» رئیس پیگیری کار دولت، «احمد الحتة» معاون وزیر دادگستری در غزه، «سرلشگر محمود ابو وطفه» معاون وزیر امور کشور، «سرلشگر بهجت ابو سلطان» مدیرکل سرویس امنیت داخلی مورد هدف قرار دادند که این تغییر پرسشهایی را درباره اهداف نتانیاهو از این تغییر قابل توجه در استراتژی ترور ایجاد میکند.
تضعیف قدرت حماس
تحلیلگران و ناظران بین المللی از جمله خود رهبران حماس بر این باور هستند که این گسترش سیاست ترور که فراتر از رهبران نظامی به غیرنظامیان کشیده شده است، در چارچوب تلاش رژیم اشغالگر برای ایجاد خلاء اداری و امنیتی در نوار غزه است که از طریق آن قصد دارد قدرت جنبش حماس را تضعیف کند.
«اسماعیل الثوابته» مدیر کل دفتر رسانهای در نوار غزه، میگوید که چهار هدف اصلی را ارتش اشغالگر دنبال میکند تا این اهداف را از روش سیستماتیک ترور محقق کند.
او توضیح میدهد که اولین هدف؛ تضعیف نظام حاکم بر نوار غزه است، بنابراین به دنبال حذف رهبران مسئول مدیریت نوار غزه است، اشغالگران همچنین برای فلج کردن نهادهای مدنی و خدماتی، برهم زدن نظام حاکم، ایجاد خلاء اداری و امنیتی تلاش میکنند، به طوری که اشغالگران ایجاد اختلال در نهادهای دولتی و تضعیف توانایی آنها برای ارایه خدمات اولیه به شهروندان را دنبال میکنند که میتواند منجر به هرج و مرج اداری و امنیتی شود.
الثوابته میگوید که این رژیم درحال از بین بردن سیستم امنیتی با ترور رهبران و فرماندهان امنیتی است، به طوری که هدف اشغالگران بی ثبات کردن و تضعیف توانایی سرویسهای امنیتی برای کنترل جبهه داخلی است.
او تاکید میکند که ایجاد آشوب و سردرگمی در جامعه با هدف قرار دادن مسئولان از دیگر اهداف است، به طوری که رژیم صهیونیستی به دنبال ایجاد بی اعتمادی در شهروندان فلسطینی به نهادهای دولتی و ایجاد ناآرامی است که به بی ثباتی جبهه داخلی منجر شود.
«محمود مرداوی» یکی دیگر از رهبران حماس که با این دیدگاه موافق است، میگوید که ترورها در درجه اول فرماندهان و رهبران مسئول اداره امور مردم از جمله توزیع غذا، حفظ امنیت، و مدیریت پروندههای پزشکی و سفر بیماران را هدف قرار داده است.
این مسئله از رو حائز اهمیت است که ارتش اشغالگر براساس توافق مطرح شده از سوی «ایال زامیر» رئیس ستاد ارتش صهیونیستی و «هرزی هلوی» رئیس پیشین ستاد تلاش میکردند تا توزیع مواد غذایی و سوخت و امداد رسانی را به دست بگیرند، اما شکست خوردند و امروز تلاش میکنند تا به هر روشی در این امر موفق شوند.
مرداوی معتقد است که چنین رویکردی با هدف ایجاد یک وضعیت آشفتگی و سردرگمی، به راهزنان و سارقان مستقر در مناطق تحت کنترل ارتش اشغالگر اجازه می دهد تا دست به دزدی فردی و دسته جمعی بزنند و محیطی مناسب برای آنچه فردای جنگ نامیده می شود، ایجاد کند و به دشمن این توانایی را می دهد که یک اداره مدنی تحت اشغال نظامی برای مدیریت امور غزه ایجاد کند.
این رهبر حماس میگوید که گسترش ماشین ترور اسرائیل یک بعد راهبردی نیز دارد که بر روز بعد متمرکز میشود که برای خلع سلاح مقاومت، تسلیم کردن مردم فلسطین و تحقق آرمانهای راست مذهبی افراطی برای الحاق بخشهایی از غزه و اسکان مجدد طراحی شده است.
چگونه به آنها دست یافتند؟
از آغاز جنگ در اکتبر ۲۰۲۳ تا زمانی که توافق آتشبس در ژانویه ۲۰۲۵ اجرایی شد، یعنی تقریباً ۴۷۰ روز و بیش از ۱۵ ماه، نیروهای اشغالگر ۱۳ عضو دفتر سیاسی حماس را ترور کردند، به طوری که پنج نفر دیگر بین ۱۸ تا ۲۳ مارس، یعنی تنها در مدت پنج روز به شهادت رساندند.
اگر بسیاری از رهبران دیگر گروهها را که توسط ماشین ترور اسرائیل هدف قرار گرفتند، در نظر بگیریم، میانگین میتواند به بیش از یک رهبر در هر روز برسد.
از زمان شروع نبرد، مقاومت با همه گروههایش متعهد به رعایت همه استانداردهای احتیاط و هوشیاری و حفظ رازداری از طریق سیستمهای فرماندهی غیرمتمرکز بوده است. این تلاشها اشغالگران را در طول ماهها برای دستیابی به بسیاری از این رهبران و فرماندهان ناکام گذاشته است. کسانی بودند که شهید شدند یا به طور تصادفی به شهادت رسیدندند، زیرا در مناطق درگیری قرار داشتند بدون اینکه از قبل مورد هدف قرار بگیرند. ، در حالی که نقض امنیتی در بدنه گروهها بسیار کم بود.
اما زمانی که با اجرایی شدن توافق آتشبس، اوضاع آرام شد، بسیاری از مسئولان و رزمندگان احساس کردند که جنگ تمام شده یا تقریباً به پایان رسیده است.
از این رو، برخی احتیاط را فراموش کردند و تماسهای تلفنی برای بررسی وضعیت رفاه خانوادهها و کودکان شروع شد، بهویژه پس از ماهها عدم تماس بین مسئولان گروهها و اعضا و خانوادههایشان، این شکاف و خلاء ایجاد شد.
به گفته منابع آگاه، بسیاری از رهبران و فرماندهان نظامی و سیاسی که در پنج روز گذشته کشته شده اند، از ابتدای جنگ از تلفن همراه شخصی خود استفاده نکرده اند. اولین استفاده شان در مرحله اول توافق رخ داد که به اشغالگران کمک کرد به راحتی آنها را پیدا کنند و سپس آنها را ردیابی کرده و پس از شروع مجدد جنگ آنها را هدف قرار دهند.
برهمین اساس، بسیاری از اعضای مقاومت، چه در قید حیات و چه متوفی، برای افکار عمومی فلسطین حتی نزدیکانشان، به عنوان نوعی از رازداری اطلاعاتی برای مردم فلسطین، ناشناخته بودند. یکی از بارزترین نمونههای آن، «ناجی ماهر ابوسیف» معروف به ابوحمزه، سخنگوی رسمی گردانهای قدس، شاخه نظامی جنبش جهاد اسلامی فلسطین، است که تنها افراد معدودی او را میشناختند و وقتی صبح سهشنبه گذشته در حمله اسرائیل به نوار غزه به شهادت رسید، غافلگیر شدند.
این منابع میافزایند که صحنههای تحویل زندانیان از دید اطلاعات اشغالگر که به دقت هر صحنه را زیر نظر داشتند و ویژگیهای حاضران و شرکتکنندگان را بررسی میکردند، اعم از مقاومت و یا شهروندان عادی، بهویژه کسانی که با برخی از عناصر گفتگو میکردند، پنهان نبود. این بدان معنی بود که آنها را به خوبی شناختند تا شناسایی بعدی آنها تسهیل شود.
از این رو، حملات اخیر اسرائیل غافلگیرکننده و بدون اخطار بود تا اهداف اقدامات احتیاطی خود را انجام ندهند، این اشتباهی است که بارها و بارها در بیروت، جنوب لبنان و تهران تکرار شده است که در نهایت منجر به شهادت تعداد زیادی از مسئولان، رهبران و مبارزان مقاومت در تنها چند ساعت شد.
روایت دیگری حاکی از آن است که اشغالگران از محل استقرار مسئولان دولتی غیرنظامی آگاه بودند، زیرا آنها کسانی بودند که اوضاع را در محل مدیریت می کردند و برای همه شناخته شده بودند. با این حال، هدف قرار دادن آنها در آغاز جنگ یک هدف اصلی نبود، زیرا تمرکز فقط بر روی رهبران نظامی بود.
اما پس از اصرار حماس و سایر گروهها بر پایبندی به اصول خود در مذاکرات و امتناع از تسلیم شدن به شرایط و دستورات نتانیاهو و ترامپ، ارتش اشغالگر مجبور به تشدید فشار بر حماس، جهاد اسلامی و سایر گروه با برچیدن ساختار سازمانی غیرنظامی آنها و ترور مسئولان ارشدشان شد.
این روایتی است که برخی آن را کم اهمیت جلوه می دهند، استدلال میکنند که اگر نتانیاهو و ارتشش توانایی وارد کردن خسارات بیشتر به مقاومت را داشتند، پس از خساراتی که متحمل شدند و ناتوانیشان در دستیابی به اهداف جنگی از پیش اعلام شده تردید نمی کردند.
بر همین اساس میتوان گفت که آنچه رخ داد، صرف نظر از پیشینه و انگیزههایش، زنگ هشداری برای مقاومت است که حماس و هرمزمانش در مبارزه را برای سازماندهی مجدد اوضاع و بازگرداندن سریع انسجام قبل از اشفتگی اوضاع و پرهیز از سناریوی حزب الله لبنان و جلوگیری از سوء استفاده رژیم اشغالگر از وضعیت کنونی به عنوان اهرم فشار برای مجبور کردن حماس به تسلیم شدن در میز مذاکره سوق میدهد.
نظر شما